ميرزا حسن حسينى فسايى
472
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
ريزريزش نمودند « 1 » و سرعسكر رومى بعد از فتح در جنگ كردستان حركت كرده به درگزين رسيد و حضرت شاه صفى از همدان نهضت فرموده به جانب درگزين شتافت و سرعسكر رومى از درگزين عازم بغداد شده ، نهضت نمود و شهر بغداد را محاصره داشت ، زمان محاصره به مدتى طول كشيد و دوازده هزار نفر از سپاه رومى ، هدف گلوله توپ و تفنگ بغداديان گرديد « 2 » و چون خبر نهضت حضرت شاه صفى در اردوى رومى شهرت يافت ، عموم اهل اردو بر سر خسرو پاشاى « 3 » سرعسكر كه راضى به كوچ كردن اردو نبود ، آمده ، خيمه و خرگاه او را خراب كرده ، نهضت نمودند و در بيست و هفتم جمادى اول « 4 » ، موكب والاى شاه صفى وارد بغداد گرديد و امام قلى خان با سپاه فارس از راه شوشتر وارد شده به اردوى شاهى ملحق گرديد . و نوروز سنه 1040 : شاه صفى در كربلاى معلى جشن عيد را به زيارت حضرت خامس آل عبا تبديل نموده عود به بغداد نموده « 5 » ، لواى مراجعت را افراخت و نواب امام قلى خان و سپاه فارس را از منزل تويسركان مرخص فرموده ، عود به شيراز نمودند و موكب و الا در ماه ذى الحجه اين سال وارد اصفهان گرديد . در سال 1041 : به سعايت و بدگوئى بعضى از امراء خاصه ، چراغ سلطان « 6 » كه در خدمت شاه صفى چراغ دروغش را فروغى بود ، جماعتى را به داعيهء سلطنت متهم ساختند مانند پسران عيسى خان قورچىباشى كه دخترزاده شاه عباس جنتمكان بودند ، به قتل رسيدند و چهار نفر فرزند ارجمند اعتماد الدوله خليفه سلطان كه باز دخترزادگان پادشاه مغفور بودند و سه نفر پسران ميرزا رفيع صدر و يك نفر پسر ميرزا رضى صدر و دو نفر پسران ميرزا محسن متولىباشى مشهد مقدس كه عمهزادههاى « 7 » او بودند ، از حليهء بصر عارى گشتند و عمه محترمه خود را كه بانوى حرمسراى پادشاه مغفور بود از حرمسرا اخراج فرمود « 8 » و با امراى بزرگ بددل گشته ، جماعتى را معزول و پارهاى را مقتول نمودند و اعتماد الدوله خليفه سلطان ، از وزارت عظمى معزول گشته ، مجاور شهر قم شده به افادت مسائل و مطالب علميه مشغول گرديد ، پس ارتحال به مكه معظمه و مدينهء طيبه نموده ، بعد از وفات شاه صفى عود به اصفهان نمود . در اين سال [ 1041 ] : ميرزا تقى وزير مازندرانى « 9 » را روانهء نجف اشرف نمود و جماعتى از معماران اصفهانى را مصحوب او فرمود و در ظرف سه سال عمارات عاليهء ، علويه ، على صاحبها الف ثناء و تحيه كه از طول زمان كهنه و شكسته شده بود به وجهى لايق تعمير نمود و از اتفاقات حسنه ، معدن سنگ رخام در حوالى نجف اشرف به دست آوردند و بيشتر از آن سنگها را در بنيان و حواشى عمارات به كار بردند و نهرى عميق و وسيع از حوالى حله كنده ، از نزديكى
--> ( 1 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 442 . ( 2 ) . در متن : ( گرديده ) . ( 3 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 442 . ( 4 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 443 . ( 5 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 444 ، نوروز سال 1041 . ( 6 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 445 ، در وقايع سال 1042 . ( 7 ) . در متن : ( زادهاى ) . ( 8 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 445 . ( 9 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 446 ، ادامه وقايع سال 1042 .